221لازم نيست كه روضههاى سخت و تند خوانده شود، حضرت صادق عليه السلام با يك جمله گريه مىكرد و اشك از چشمش جارى مىشد و محاسن مباركشتر مىشد؛ او دستها را بلند مىكرد و مىگفت:
«رَبِّ لاٰ تَكِلْنٖى الىٰ نَفْسىٖ طَرْفَةَ عَيْنٍ ابداً» پروردگارا چشم به هم زدنى مرا به خود وا مگذار.
سپس فرمود: حضرت يونس كمتر از يك چشم به هم زدن به خودش وا گذاشته شد و آنگاه گناه بزرگ را مرتكب شد. برادران و خواهران! از خداوند بخواهيد كه در تمامى عمر و در طول اين سفر خطير يك لحظه ما را به خودمان وا نگذارد.
* صحبت حاجآقا تمام شد. پس از صحبت دور او جمع شديم و از رفتن به اماكن عذرخواهى كرديم و گفتيم اكنون كه بيش از نصف روز وقت نداريم بايد فرصت را غنيمت بشماريم و با رسولخدا صلى الله عليه و آله در آشتى بگشاييم كه روز قيامت پشيمان نشويم و در صف كسانى نباشيم كه مىگويند «يٰا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً» 1 «اى كاش با پيامبر خدا راه (آشتى) باز مىكرديم».
عصر چهارشنبه آماده رفتن به مسجد شجره شديم. برخى در مدينه غسل كردند و از همانجا حولههاى احرام را پوشيدند. زنان حائض نيز علاوه بر پوشيدن لباسهاى احرام با نذر از مدينه محرم شدند. حسن نيز به مقتضاى جوان بودن و دلهره داشتن از پيدا نشدن آب در هتل غسل كرد و حولههاى احرام را پوشيد. چه قيافه زيبايى داشت، مانند دّر مىدرخشيد،