188ابنزياد برآشفت و گفت: «بَلْ اللّٰهُ قَتَلَه» نه مردم نكشتهاند حتماً خدا كشته است. و حضرت سجاد جواب داد: «اَللّٰهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهٰا» - بله سرسلسله امور به دست خداست ولى - «در هنگام مرگ خداست كه جانها را كاملاً تحويل مىگيرد».
در اينجا بود كه ابنزياد نقشههاى خود را نقش بر آب ديد، عصبانى شد و فرياد كشيد: «اَلَكَ جُرئَةٌ عَلىٰ جوابى؟» آيا تو جرأت مىكنى كه جواب مرا بدهى؟ «اِذْهَبُوا بهٖ فَاضْرِبُوا عُنُقَه» ببريدش و گردنش را بزنيد.» 1
خوب اين يك عمل از حضرت سجاد عليه السلام و ائمه اطهار عليهم السلام ارزش اين كلام را مشخص كردهاند و فرمودهاند: «وافضل من ذلك كله كلمة عدل عند امام جائر» 2 بالاتر از تمامى اينها (از جهاد و امر به معروف) سخن عدل است در نزد رهبر و پيشواى ظالم و ستمپيشه.
دقت كنيد نه در ظالم و ستم پيشه بودن ابنزياد شك است و نه در عدل و حق بودن كلام امام سجاد و نه در بىپناه بودن حضرت سجاد در آن لحظه، به طورى كه وقتى ابنزياد فرمان قتل او را صادر كرد هيچ مدافعى براى او وجود نداشت. بله زينب دستش را به گردن پسر برادر انداخت و گفت: اگر مىخواهيد او را بكشيد مرا نيز با او بكشيد.
نمىدانم چرا روضهخوانهاو مداحها اين قسمتها را ذكر نمىكنند تا همه از آن درس شجاعت بياموزند؟! چرا فقط چند روز بيمارى حضرت را مطرح مىكنند؟
دوّمين نكتهاى كه شجاعت حضرت سجاد را مىرساند برخورد او از