181مىكردم، در بين صحبتها گفت: از جمله مشكلاتى كه ما با اهل سنت داريم اين است كه آنان نماز در فاصله بين طلوع آفتاب تا ظهر را مكروه مىدانند و به ما اشكال مىكنند كه چرا در اين وقتها در مسجدالنبى نماز مىخوانيم، ولى آنان توجه ندارند كه ما از راه دور آمدهايم، آمدهايم كه كسب فيض كنيم، چطور به ما اجازه نماز خواندن در تمامى اوقات را نمىدهند؟!
ناگهان بىاختيار بدنم لرزيد، جداً مطلب عجيبى گفت، كسى كه از داخل سعودى بدون ويزا و بدون سالها انتظار و بدون صرف پول و وقت زياد به مدينه مىآيد از اين كه در مسجدالنبى نتواند نمازهاى مستحبى متعدد بخواند بسيار ناراحت است، اما ما كه بعد از سالها انتظار براى يك بار و تنها يك بار از ايران به قصد حج آمدهايم اصلاً به اين فكرها نيستيم و مجموعاً تعداد ساعتى را كه بيهوده از بين مىبريم بسيار بيشتر از ساعتى است كه عبادت مىكنيم.
هنگام عصر وقتى خواستيم به حرم برويم ناگهان با اعتراض حسن مواجه شديم.
حسن: بابا! درست است كه نماز در مسجدالنبى بسيار ثواب دارد و در طول عمر شايد يك بار بيشتر نصيب هر كس نشود كه به مدينه بيايد، ولى به همين نسبت ديدن جاهاى ديگر مدينه نيز مهم است؛ تا وقتى كه با جمع كاروان هستيم امكان ديدن همه جا برايمان نيست، نمىتوان دقت كرد، نمىتوان زياد پرسش كرد، نمىتوان هر جايى را رفت و ديدن كرد.
على: خوب منظورت چيست؟ اكنون نزديك غروب است، كجا مىتوانيم برويم؟
حسن: شنيدهام آخر همين خيابان عوالى حسينيه يا مسجد كوچكى