158فرماندهان لشكر مشركان بود كوه را دور زد و از پشت به گردنه حمله كرد و بقيه نگهبانها را كشت و از پشت سر مسلمانان حمله كرد، لشكر شكست خورده مشركان نيز به صحنه برگشت و مسلمانان كاملاً در محاصره واقع شدند. در اين نبرد حمزه عموى پيامبر و حدود هفتاد تن از ياران پيامبر شهيد شدند، پيامبراكرم زخمهاى عميقى برداشت و نزديك بود وى نيز شهيد شود و اساس اسلام از بين برود. همه اين حوادث در اثر بىانضباطى و مالدوستى صورت گرفت. براى درس آموزى از اين حادثه بزرگ همگان را سفارش مىكنم كه به تفسير آيات 116 به بعد سوره آلعمران و به كتابهاى تاريخى خصوصاً فرازهايى از زندگى پيامبراكرم نوشته آيةاللّٰه جعفر سبحانى مراجعه كنيد. من براى نمونه و درسگيرى چند نمونه از فداكاريها را براى شما به طور خلاصه بيان مىكنم. مالدوستىها و بىانضباطىها و اثرات آن را خودتان با مطالعه و فكر درك خواهيد كرد.
يكى از نمونهها عَمْرو بن جموح است، پسران او در جنگ شركت كردند ولى او را به خاطر پيرى و لنگ بودن پايش از رفتن به جبهه منع كردند، او نزد پيامبر آمد و با التماس و اصرار به جنگ احُد شرفياب شد، پس از جنگِ شجاعانه او و يكى از فرزندانش شربت شهادت نوشيدند.
پس از پايان جنگ و رسيدن خبرهاى ناگوار به مدينه، همسر عَمْرو به احُد آمد. كشتۀ شوهر، فرزند و برادر خود را شناخت و آنان را بر شترى سوار كرد و به سوى مدينه حركت كرد، در وسط راه به همسران پيامبر برخورد كرد از وضع جنگ پرسيدند، گفت: الحمدللّٰه پيامبر زنده است و در مقابل زنده بودن پيامبر بقيه مصيبتها آسان است. گفتند: چرا شتر اينقدر به سختى راه مىرود؟ گفت: نمىدانم؛ نه بارش سنگين است و نه راه سربالا، ولى