106
حسن: اگر حاجى در راه از دنيا رفت چه مىشود؟
على: اگر بعد از احرام پوشيدن داخل حرم شده باشد كافى است.
خوب حسن جان به نزديكى مدينه رسيدهايم بگذار تا كمى در حال و هواى مدينه قرار گيريم.
حسن: بابا فقط يك سؤال ديگر: الآن چه حالتى دارى و چه خاطراتى به ياد مىآورى؟ برايم بگو.
على: امور مختلفى اكنون در ذهنم بهسرعت مانند فيلمى خيلى سريع حركت مىكند:
1. هجرت پيامبر به مدينه با يك تن از يارانش و يك نفر راهنما، كاروانى سه نفره به مدينه رسيد و اثر كار آن كاروان اكنون وجود بيش از يك ميليارد مسلمان در سراسر جهان است كه هر سال چندين ميليون آنها براى زيارت قبر آن پيامبر عظيمالشأن به مدينه مىآيند. واقعاً اگر خدا خواست چيزى را نموّ دهد، كارى را جاودان كند و اثرى را ماندگار كند اين چنين مىكند.
2. جنگهاى پيامبر: جنگ بدر، احد، خندق، خيبر،... و فداكاريهاى مسلمانان در آن جنگها با سرعت يكى پس از ديگرى از جلو چشمم عبور مىكند. اكنون خودم را وارث بار سنگين مسئوليتى حس مىكنم كه آن صالحان و شهدا با فداكاريهايشان بر دوش من گذاشتهاند.
3. بازگشت اسراى كربلا (زينب و حضرت سجاد) از شام و توقف آنان در پشت دروازۀ مدينه و فرستادن بشير به شهر و اشعار او به يادم مىآيد، آنان چقدر زحمت كشيدند و به اسارت رفتند و شهادت را به جان خريدند تا اين دين به دست ما رسيد.