179مىآيد، «زيبايى»، يا به عبارت بهتر، ميزان و مرتبهاى از «زيبايى» است، كه آن موجود از آن بهرهمند است. براى تبيين نظر اسلام در مورد زيبايى و به دنبال آن، براى بررسى رابطۀ «زيبايى» با «پيامبر عظيمالشّأن اسلام(ص)» بايد با مصاديق زيبايى در وجود و شخصيّت او آشنا شد. به اين ترتيب، سخن گفتن از جمال الهى، از زيبايى كلام (يا كتابِ) خداوند تبارك و تعالى، از زيبايى مخلوقات و آيات الهى، از زيبايى آثار بندگان خدا (و از جمله مسلمانان) و سخن گفتن از بسيارى زيباييهاى قابل ذكر در هستى (غيب و شهادت) در دين مبين اسلام، بدون سخن گفتن از زيبايى پيامبر اسلام(ص)، سخنى ابتر و نارسا و در واقع ظلمى بر آن وجود نازنين خواهد بود. در حقيقت سخن گفتن از زيبايى پيامبر(ص) از آن جهت ضرورت دارد كه زيبايىِ هر آنچه به اسلام مربوط است با زيبايى او گره خورده و از زيبايى او تفكيكناپذير است. اگر ويژگيهاى زيبايى او شناخته نشوند، به ناچار (و همانند اين دوران) معيارهاى زيبايى از ديگران اخذ مىشود و در نتيجه همۀ زيباهايى كه ايجاد مىشوند رنگ و صبغۀ بيگانه دارند و نمىتوان آنها را از منظر اسلام «زيبا» ناميد.
زيبايىِ الگوى انسانها
همۀ انسانها براى مشى زندگى خود، به طرق گوناگون، الگويى را براى خويش برمىگزينند كه يكى از بارزترين ويژگيهاى همۀ آن الگوها «زيبايى» است، كه اين زيبايى، زيبايى ظاهرى يا صورى، زيبايى عقلى يا فكرى، زيبايى الهى يا معنوى، زيبايى عمل يا زيبايى آرمان آنها را شامل مىشود. طبيعى است كه الگوهاى انسانها، بنا به غايتهاى متصوّر براى