158اكرم(ص) به هنگام ايراد خطبه و سخن گفتن با اصحاب خويش به آن تكيه مىزد. پس از آن كه به پيشنهاد اصحاب منبرى براى پيامبر(ص) ساختند، تا بر فراز آن با مسلمانان سخن گويد، آن ستون كه موهبت عظماى «تكيهگاه» پيامبر خدا بودن را از دست داده بود، ناله سر داد و درد فراق خويش را فرياد كرد، كه پيامبر(ص) با قول به او كه: درختى از درختان بهشت باشد، او را آرام كرد. و همين واقعه دستمايۀ شاعران براى سرودن ابياتى زيبا و جانگداز و روحنواز شده است:
بنواخت نور مصطفى، آن استن حنّانه را كمتر ز چوبى نيستى، حنّانه شو، حنّانه شو
يا
سرمست چنان خوبى، كِىْ كم بُوَد از چوبى؟برخاست فغان آخر، از استُن حنّانه
در توصيف آن گفتهاند: «پيغمبر(ص) خطبههاى خود را [با تكيه بر] تنۀ درخت خرمايى ايراد مىفرمود و چون منبر ساخته شد آن درخت در فراق پيغمبر(ص) ناله سر كرد و چنان زارى نمود كه شتر مادّه در فراق بچۀ خود كند. روايت است كه حضرت خود به سوى اين تنۀ درخت آمد و آن را در بر كشيد تا خاموش گشت. سپس فرمود اگر من آرامش نمىكردم تا قيامت ناله و افغان مىكرد.» 1روضه: وجود باغى از باغهاى بهشت در مسجدالنّبى، در قلب مدينۀ منوّره، تأكيد و تأييدى بر جايگاه مبارك و مقدّس مدينه در عالم وجود