70از مسائل را نمىپذيرند و مىگويند رسول خدا - صلىاللّٰه عليه و آله - در تعيين رهبرى اجتهاد كرد و... اينها قائل به جدايى قرآن و عترت از يكديگرند. و چون قرآن و عترت نور است و جدايى ناپذير. اگر كسى قرآن را بگيرد و عترت را رها كند، در حقيقت، قرآن منهاى قرآن را قبول كرده است. اين چنين نيست كه قرآن منهاى عترت، حقيقت قرآن باشد. چون اينها از هم جدا نمىشوند كسى كه عترت را نپذيرد، در حقيقت قرآن را نپذيرفته است زيرا مصداق «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ » شده است. آنها كه: «يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذٰلِكَ سَبِيلاً» 1: آنها كه خواستند راه نزديكترى انتخاب كنند، به بيراهه رفتند. باطن اينها در حقيقت جحود و انكار حق است و جحود و انكار حق به صورت حيوانيت ظهور مىكند. آن انسانى كه حيوان شود بد است، و گرنه حيوانى كه انسان نبوده و خودش در حد حيات حيوانى خلق شده است، مذموم نيست. او را به جهنم نمىبرند، چون مكلّف و معاقب نيست.
امام سجاد - سلاماللّٰه عليه - گوشههايى از اسرار حج را براى زُهرى بيان كرد، آنگاه فرمود: زُهرى! افرادى كه در باطن و ظاهر، دين را با همۀ شؤون و ابعاد مىپذيرند، نورانيند، منتهى براى ايمان درجاتى هست، اينكه خداوند در قرآن كريم فرمود: «لَهُمْ دَرَجٰاتٌ » 2، مسلّماً درجاتى براى مؤمنين خواهد بود. ايمان سازندۀ حقيقت انسان است. وقتى ايمان درجاتى داشت، مؤمنين نيز درجاتى دارند. فرمود: اينها به سه گروه تقسيم مىشوند: گروهى ايمانشان ضعيف است و دستهاى ديگر از جهت ايمان قوى و محكم و دستۀ سوم متوسّط هستند.
گروهى كه ايمانشان ضعيف است، نور و چهرۀ باطنشان راه هزار ساله