147در برخى از برنامههاى جزئى يافت مىشود؛ به معناى بطلان برنامۀ قبلى و ظهور فساد در آن نيست، بلكه تمام برنامههاى جزئى نيز حق بوده و در موطن مناسب خود ضرورى و لازم بوده است و اكنون دورۀ نفوذ آن به سر آمده وگرنه «نسخ» به معناى «ابطال يك برنامه و اظهار فساد آن» هرگز در احكام آسمانى راه ندارد، چون تنظيم كنندۀ تمام برنامهها خداوند است كه جز حق چيزى نمىگويد: (وَ اللّٰهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ ) 1.
چون اسلام جهانشمول است و به عنوان برنامۀ آموزندۀ جهانى، نازل شده و دو اصل زوال ناپذيرِ «همگانى» و «هميشگى» بودن؛ يعنى «كليت» و «دوام» را همواره گوشزد كرده و مىكند، بنابراين لازم است برنامههاى آن هم جهانى بوده و نمودار زندهاى از كليت و دوام باشد. بر همين اساس مىتوان «حج» را به عنوان يكى از شاخصترين برنامههاى جهانى اسلام يادآور شد و همگانى و هميشگى بودن آن را سند گوياى كليّت و دوام دين الهى دانست؛ زيرا حج يك وظيفۀ دينى است كه بر بسيارى از مبادى و اصول استوار است و تحقق، حج بدون تحقق آن مبادى، ممكن نيست و اگر حج، همگانى و هميشگى بود همۀ آن اصول اعتقادى و مبادى فكرى، داراى كلّيت و دوام مىباشند، چون حج يك دستور جداى از آن اصول اعتقادى نيست و بدون آنها مقبول نخواهد بود.
براى آنكه جهانى بودن حج به وضوح تبيين شده باشد، ابعاد گوناگون آن را بررسى مىكنيم تا روشن شود كه متن اين عبادت دينى، گسترش و دوام را به همراه دارد.