139امام خمينى - رضوان اللّٰه تعالى عليه - حج را به عنوان گوشهاى از اسلام ناب شناخت، «من تمام الحج لقاء الإمام » را شناخت، مسألۀ تولّى و تبرّى حج را شناخت و آن را تبيين كرد، حج ابراهيمى را تشريح كرد. حج منهاى برائت را «حج جاهلى» دانست، حج با برائت از شرك و مشركين را «حج ابراهيمى» معرفى نمود. گرچه در اين راه عدهاى نثار و ايثار كردند و با انبيا و اوليا محشور شدند، اما او حج را اقامه كرد.
در كنار حرم امام - قدس سرّه الشريف - ايستاده و خطاب به او عرض مىكنيم:
«السّلام عليك ايّها العبد الصالح المطيع للّه و لرسوله و للأئمة الهداة المهديّين اشهد انّك قد اقمت الحج» سلام بر تو كه به مردم راه فرياد آموختى، اى جان فداى آن شناخت الهيت، گرچه همه را داغدار كردهاى اما انديشهات همچنان زنده است. بنگريد روح اين مرد تا كجا با قرآن عجين بود.
همۀ ما در آناء الليل و اطراف النهار، در خدمت قرآنيم، و آن را مىخوانيم، اما آنگونه كه بايد سخن قرآن را نمىشنويم. هيچكس به اندازۀ امام - رضوان اللّٰه تعالى عليه - خطر استكبار را درك نكرد. او كفر را محكوم مىكرد ولى مىگفت: «كافر» اگر از مرز كفرش نگذرد مىتوان با او زندگى مسالمت آميز داشت چون كافر به خود ستم مىكند، اما «مستكبر» را نمىشود تحمل كرد.
قرآن مىفرمايد: با سران كفر بجنگيد: «فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ» نه چون كافرند، بلكه چون مستكبرند. «إِنَّهُمْ لاٰ أَيْمٰانَ لَهُمْ » 1 يعنى قدرتهاى استكبارى تابع احترام قطعنامهها، سوگندنامهها، قراردادها و پيمانها نيستند. آنها حاضر نيستند حق مسلّم ايران، فلسطين و... را ادا مىكنند.