101دوباره در جمرۀ وسطى بر او ظاهر شد، جبرئيل گفت: او را سنگ بزن، ابراهيم هفت بار سنگ انداخت و شيطان پنهان شد. براى بار سوم در محل جمرۀ اولى بر او آشكار شد. مجدداً جبرئيل گفت: او را سنگ بزن، ابراهيم نيز هفت سنگ بر او زد و شيطان مخفى شد. 13 - در گزارشى ديگر چنين آمده است: چون ابراهيم از ساختن خانۀ خدا فارغ گشت، گفت خداوندا كار را به سامان رساندم، اينك مراسم را به ما تعليم فرما. خداوند جبرئيل را فرستاد كه ابراهيم راه حج ياد دهد. روز قربانى كه فرا رسيد شيطان بر او آشكار گشت، جبرئيل گفت: او را سنگ بزن، ابراهيم هفت سنگ انداخت و فردا و روز سوم نيز چنين كرد: 2«بروسوى» مؤلف تفسير «روح البيان» نيز علت مشروع شدن «رمى جمرات» را همين مىداند. 34 - طبرى رمى جمرات را يادآور سنگهايى مىداند كه ابراهيم خليل به قوچ قرباين زد. در ترجمۀ تفسير طبرى، در اينباره چنين آمده است:
پس جبرئيل (ع) آن كبش را كه آورده بود به دست اسماعيل داد تا فدا كند و آن كبش از دست او بجست و بدويد و از آن كوه فرو آمد و به كوه منا برشد و آن جايگاه كه امروز قربانى مىكنند، و حاجيان قربان آنجا كنند و سنگ اندازند. و خداى تعالى خواست كه جايگاه قربان بدين كوه (منا) باشد و ابراهيم (ع) از پس آن
كبش همى دويد، و آن كبش چون به جايگاه قربان رسيد آنجا بايستاد و پيشتر ابراهيم سنگ بيانداخت و آنگاه كبش بايستاد و اسماعيل برفت و او