263برادر شهيدش را ببيند، پيامبر اكرم به فرزند صفيه گفت: مادرت را منصرف كن. آن بانوى اسلام گفت: من مىدانم؛ برادرم شهيد شده است و بدن مباركش را قطعه قطعه كردهاند، مىتوانم صبر كنم، اين شهادتها را در راه خدا كم است، ما از اين پيش آمد، خشنوديم و صبر كرده و در راه خداوند متعال به حساب مىآوريم، پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) كه روحيه را آنقدر بالا ديدند، اجازه دادند كه خواهر بر سر جنازۀ برادر حاضر شود، ولى در عين حال رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) دست مباركش را بر قلب اين بانو (كه عمۀ اوست) گذارد، خواهر حاضر شد و گريهها كرد، رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) هم گريه كرد، ولى جملهاى برخلاف رضا و تسليم نگفت 1.
پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) هفتاد و دوبار، بر بدن حمزه نماز خواند به اين ترتيب كه اول بر حمزه نماز خواند، سپس هر يك از شهدا را كه مىآوردند در كنار بدن مقدس حمزه قرار مىدادند و پيامبر(صلّى اللّٰه عليه و آله) بر هر دو نماز مىگزاردند 2.
حمزه كسى بود كه رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) در بارهاش فرمود:
«اَحَبُّ اعْمٰامىٖ الَىَّ حَمْزَةُ» 3.
حمزه شهيدى است كه پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) همين كه ديد، زنان مدينه براى ساير شهدا عزادارى و گريه مىكنند، با چشمان اشكبار فرمود:
«لٰكِنْ حَمْزَةُ لاٰ بَوٰاكِىَ لَهُ» 4، «حيف، كه براى عموى