141است كه در برابر جاذبههاى هواى نفس و تهديدها و تطميعهاى طاغوتهاى خارجى، انسان، فقط در خط خدا قرار گرفته، بر سر خواستۀ همۀ شيطانهاى درونى و بيرونى پا مىنهد، آن روز را بايد عيد بگيرد.
آرى، عيد قربان، روز پيروزى عقل و وحى بر هوى و هوس است، حضرت ابراهيم (عليهالسّلام) بچهدار نمىشد، خداوند به او فرزندى مرحمت فرمود، هنوز دوران كوددكى فرزند بود كه فرمان خدا رسيد كه فرزند و مادرش را بايد در بيابانهاى بىآب و گياه مكه (كه در آن روز هيچ موجودى در آن جا نبود) 1 قرار دهى و خودت هم از آنان جدا شوى.
حضرت ابراهيم (عليهالسّلام) اين مادر و كودك را در ميان كوههاى داغ مكه تنها گذاشت و رفت، و هر چند مدتى، سرى به آنان مىزد، اكنون كه كودكش نوجوان و بهترين نور چشم ابراهيم (عليهالسّلام) شده، باز فرمان مىرسد كه بايد با دست خود، او را ذبح نمايى، ابراهيم (عليهالسّلام) در فرمان خدا شك نمىكند، فلسفه و دليل نمىپرسد، معطل هم نمىشود، بر خلاف ما، كه اگر دستور مخالف تمايلات نفسانيمان، صادر شود، يا در اصل فرمان شك مىكنيم، و يا در مراد و غرض از فرمان، و يا دنبال دليل و فلسفۀ آنيم.
خلاصه ما بايد در سرزمين ابراهيم (عليهالسّلام) چند شبانهروز بمانيم، از همه جاى دنيا در آنجا جمع شويم و فكر كنيم كه سرزمين تسليم است، زمينى كه صورت مبارك حضرت اسماعيل (عليهالسّلام) براى انجام فرمان خدا و ذبح شدن، بر روى آن قرار گرفت، زمينى كه شيطان در آن رانده شد، خلاصه آن كه روز عيد است، اما در حقيقت روز خون و روز