236بنابراين، حجگزار به زيردستان خويش محبّت مىورزد و خود را بر آنها برتر نمىشمارد، بلكه با آنان بر سر يك سفره مىنشيند و آنچه را خود مىپوشد بدانان مىپوشاند.
7. اصول برادرى و فضايل اخلاقى را نسبت به برادران اسلامى رعايت كردن و حيثيت و آبروى آنان را محترم شمردن و به مال و خون آنان تعدى نكردن؛
«إنَّ الْمُسْلِمَ أخُو الْمُسْلِمِ لايَغُشُّهُ وَلايَخُونُهُ وَلا يَغْتابُهُ وَلا يَحُِّ لَهُ دَمُهُ وَلا شَىْءٌ مِنْ مالِهِ إلا بِطيبَةِ نَفْسِهِ» .
بنابراين، حجگزار با هر مسلمان ديگرى برادر دينى است. همچنين او پاك است و جز پاك را قصد نمىكند.
8. قرآن كريم و اهلبيت نبوت و امامت(عليهم السلام) را گرامى داشتن و از اين دو وزنۀ وزين الهام گرفتن و از آنها جدا نشدن؛
«إنّى قَد خَلَّقْتُ فيكُمْ ما إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتابَ اللهِ وَعِتْرَتى أهْلَ بَيْتى» .
بنابراين، حجگزار به ريسمان خداوند چنگ مىزنند و هركس به ريسمان خدا چنگ انداخت به راه راست هدايت شده است. 1
9. همگان را در برابر قانون الهى مسؤول دانستن و از احكام اسلام پاسدارى كردن و به عنوان رهتوشه حج و زيارت كعبه آنچه را در آن صحنه گذشت به غايبان رساندن؛
«إنَّكُمْ مَسْؤُولُونَ فَلْيُبَلِّغِ الشّاهِدُ مِنْكُمُ الْغائِبَ» .
بنابراين، حجگزارْ فقيهى است كه براى مسلمان ديگرى كه توفيق حضور در مواقف را نداشته و حرمين و اجتماعاتى را كه در آنها برپا شده ادراك نكرده، حامل بار فقه است.
10. ولايت و امامت اميرمؤمنان علىبن ابىطالب(ع) را مطرح كردن و امت را با امام آشنا كردن و امام را به امت شناساندن و اطاعت او را چون اطاعت پيامبر دانستن و در نتيجه حيات جامعه را زندگى معقول و اسلامى كردن و از زندگى جاهلى نجات دادن.
رسولاكرم(ص) هنگام بازگشت به مدينه، در «غديرخُم»، فرمود: هركس كه من مولاى اويم، على هم مولاى اوست. خداوندا! دوستدارِ على را دوست بدار و با كسى كه با او