202صاحب فتوحات مكيه مىگويد: چون محلّقين با تراشيدن همۀ مو، سرهاى خود را مكشوف كردهاند، از خداوند درخواست شد تا سرهاى آنان را با ثواب بپوشاند و اين كار براى مقصّرين حاصل نشده بود. چون راز مطلب براى درخواستكنندگان معلوم نبود، با اصرار از رسولاكرم(ص) مىخواستند تا براى مقصرين، همچون محلّقين دعا كند و حضرترسول(ص) براساس ضرورت تخاطب و تكلم با مردم به مقدار عقول و اندازۀ تعقلآنها از خطاب دينى، سخن گفته است. 1
برابرى زن و مرد در تحصيل كمال
روح انسان نه مذكّر است و نه مونث؛ زيرا موجودِ ملكوتىْ و مجرّدْ، از خصوصيتهاىِ مادىِ ذكورتْ و انوثتْ منزّه است. از اينرو احكام اسلامى، خواه به تعليم كتاب و حكمت بازگردد و خواه به تزكيه و تهذيب روح، از آن جهت كه مربوط به روح انسانى است براى زن و مرد مساوى است و هيچ امتيازى بين اين دو صنف در تحصيل كمالهاى نفسانى نيست. يعنى هيچ كمال وجودى از آن جهت كه كمال است نه مشروط به ذكورت است و نه ممنوع به انوثت. البته كارهاى اجرايى كه مستلزم ارتباط مستقيم با افراد جامعه، اعمّ از زن و مرد است، مانند رهبرى، حساب خاص خود را دارد وگرنه ولايت تكوينى كه بالاترين مقام منيع انسانيّت است براى زن و مرد يكسان است.
غرض آنكه، كمالهاى روحى براى هر دو صنف برابر است، ولى وظايف بدنى براى هريك به تناسب ساختمان پيكر آنها تعيين شده است. يكى از آن تفاوتهاى بدنى بين زن مرد در برخى اعمال حج و عمره است، مانند مسألۀ حلق و تقصير كه مرد گاهى مخيّر بين اين دو است و گاه يكى از آن دو بر وى متعين است، اما زن هرگز مكلف به حلق، يا مخير بين حلق و تقصير نيست، كه حلق براى زنان بسيارى دشوار بوده و مناسب با آنان نيست.
* * *