93
بسماللّٰه الرحمن الرحيم
پس از سلام به برادران عزيزم، از لحظهاى كه پروردگار توانا با پرتو عنايت و توجه، مرا به خانۀ خود كشيد، با آنكه آتش اشتياق اين مسافرت به قدرى سوزان است كه مجال انديشۀ ديگرى باقى نمىگذارد، خاطرات اين مسافرت موجب گرديد كه هميشه روح مردانگى و صفا و حقيقت و وفاى شما در فراغت از عبادت در نظرم مجسم شده و در دعا و نيابت زيارت كوتاهى نگردد.
تجليل و احترام و محبت و اكرامى كه از طرف بزرگان و رجال ملّى و ملّيون هر منطقه و كشورى به عمل آمد، نه تنها اين ضعيف را به توجّهات الهى خاضع و خاشعتر مىساخت، بلكه نهضت مقدس شما را در نظرم عظيمتر و بارزتر پديدار مىنمود و ثمرۀ نيكوى اين نهضت كه مقدّمۀ بيدارى ملل مسلمان جهان و بلكه كلّيۀ ملل شرق و آمادگى آنها براى رهايى از پنجۀ استعمار و استبداد است، مرا در برابر آنها سربلند و مفتخر مىنمود.
امروز شما نمونۀ شرافت و نشانهاى از روح حرّيت و غيرت و قهرمان مبارزه با استعمار در دنياى رنجبر و ستمكش شناخته شده و اگر اين خدمتگزار آمادۀ خدمت، به دنيا معرفى شده است، آن هم پس از تفضّل الهى، مرهون مردانگى و حقيقت شما بوده و مىباشد.
بارى، همانطورى كه در سفر پيش، تضرّعات ملتى پريشان حال و دل ريش را به پيشگاه ربوبيت و مقام مقدس ختمى مرتبت و ائمه عليهم السلام و استدعاى رهايى آنها را كرده بودم، در اين بار كه به كرّات