71قديمى ايشان با اينكه مكرر از طرف آيتاللّٰه كسى به سراغش رفته بود، به عنوان بيمارى از ملاقات عذر خواست و اين خود براى حضرت آيتاللّٰه سوء ظن شد كه امير اشخاص را از ملاقاتشان منع كرده است.
مطلب را به نحو مقتضى به اطلاع امير رساندم، قسم ياد كرد كه هيچ منعى در بين نيست، راست هم مىگفت ولى نظر به رژيم خاص حكومت فعلى در حجاز، خود مردم از بيم اينكه مبادا ملاقاتشان با حضرت آيتاللّٰه اسباب عدم رضايت اولياى امور شود، از اين ملاقات خوددارى مىكردند.
براىحركت ايشاناز مدينهبهدمشق نيز ادارۀ هواپيمايى سعودى در مدينه، طيارهاى در اختيارشان گذاشت - و با تبديل بليتهاى S.A.S به بليتهاى هواپيماى سعودى - آنها را تا دمشق بردند.
روز حركت هم پسر امير مدينه به نمايندگى پدرش و آقاى ضريحى و عدهاى از رجال رسمى در فرودگاه حاضر بودند، در آنجا نيز حضرت آيتاللّٰه به حدى سخت از رفتار امير گله كرد كه پسرش در جواب واماند و در مقابل عدهاى كه حاضر بودند سرافكنده شد.
خوددارى حضرت آيتاللّٰه از ملاقات امير سعود و امير مدينه، اگر چه اسباب عدم رضايت اولياى امور دولت شد، در بين اهالى حجاز و حجاج كشورهاى اسلامى تأثير خوبى داشت و اغلب مخصوصاً رجال ممتاز از اينكه معظمله احترام موقعيت روحانى