68جواب مزبور را به عرض حضرت آيتاللّٰه رساندم، در اين اثنا؛ يعنى قبل از بازگشت بنده و ابلاغ پيغام مزبور، يكى از آقايان علما، به نام بحرالعلوم، به ملاقات حضرت آيتاللّٰه آمده و اظهار نمودند كه دو نفر از شيعيان كه يكى از آنها از اهالى كويت است و هر دو، مورد اطمينان ايشاناند، شهادت به رؤيت هلال در شب جمعه 31 مرداد دادهاند. آقاى شمس قنات آبادى هم شهادت دادند كه شب جمعۀ مزبور در موقعى كه از شميران به تهران مىآمدند بدون هيچ زحمتى ماه را ديدهاند، آقاى عباس ناجى داماد آيتاللّٰه هم كه در آن شب همراه آقاى قناتآبادى بوده اين شهادت را تأييد نمود و از مجموع اين شهادات، نزد حضرت آيتاللّٰه رويت هلال ذىحجه در شب جمعه 31 مرداد ثابت گرديد. و اختلاف دو روز به يك روز مبدّل شد. و چون با اختلاف افق، اختلاف يك روز امرى عادى است، رؤيت هلال در حجاز در شب پنجشنبه سىام مرداد جزو امور محتمله در آمد و چون علم به خلاف آن نداشتند؛ يعنى نمىتوانستند قطع داشته باشند كه ادعاى رؤيت اهالى اينجا برخلاف حقيقت است، مطابق موازين فقهى، حكم به متابعت دادند، بهخصوص كه بعضى از اجلّۀ فقهاى شيعه حتّى با علم به خلاف هم، امر به متابعت از جماعت كردهاند.
اين بود كه اكثر حجاج ايرانى مطابق دستور حضرت آيتاللّٰه و عدهاى از حضرات علما كه به حج مشرّف شده بودند، روز جمعه 31 مرداد ماه [ را] نهم ذىحجه گرفته، با سايرين در عرفات