41پيامبرىاش. او تا آن روز نداد هنده بود، دعوت بهسوى حق مىكرد، آگاهى مىبخشيد و بيم مىداد افكار را از قهر خداوندى. او يك برانگيخته بود تا مردم را به فراسوى و ماوراء رهنمون سازد اما آن هنگام كه لياقت يافت، برگزيده شد به رهبرى و امامت. برپايى دين خدا.
و او از پروردگار خواست كه اين واژه را در نسل او نهادينه سازد، دعايى آيندهنگر. ابراهيم همتى والا داشت و خواستهايى تا ابديت و چنين انديشهاى از اونشان ازتپندگى قلب او براى آيندۀ بشريت است و خداوند نداى بنده خويش را بر زمين نمىگذارد و به او خطاب مىكند كه «عهد و پيمان من به ستمگران نسل تو نمىرسد...!» 1 كدامين پيمان؟ رهبرى مردم. آرى چنين ردايى تنها شايستۀ كمال يافتگان درگاه الهى است. ابراهيم نيك مىانديشد و رهبرى جهان را در نسل خويش مىنهد. اين كوچهها شاهد حضور نسل ابراهيم است و خوش قامتانى كه اين روزها قد خميدهاند و دل شكسته از درهايى كه به روى آنان بسته مىشود و رميده از طومار پيچيدۀ ذهن مردمِ در خواب فرو رفته به كوچۀ بنىهاشم باز مىگردند و اين ديوارهاى فرسوده، ليك استوار، همدم رازهاى نهانى بانويى شده است كه امّ ابيها نام داشت...!