44
جمع بود، حتماً قبر پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز ويران مىكردند! بلكه پيش از مزارهاى ديگر، به تخريب آن اقدام مىكردند. 1
ايوب صبرى پاشا، تخريب قبور در حرمين شريفين را پيش از استقرار كامل دولت سعودى، اينچنين گزارش مىكند:
شريف غالب، پس از اطمينان يافتن به نفرستادن نيرو و امكانات لازم، به ناچار برادرش، شريف عبدالمعين را به قائممقامى خود برگزيد و مهمانسراى خويش - واقع در دامنۀ كوه جياد - را منهدم ساخت و دست زن و بچهاش را گرفته، رهسپار جدّه شد.
شريف عبدالمعين، جمعى از علماى مكه، چون شيخ محمد طاهر، سيد محمد ابوبكر ميرغنى، سيد محمد عطاسى و عبدالحفيظ عجمى را نزد سعود بن عبدالعزيز فرستاد و از او تقاضاى عفو و امان كرد (در سال 1218 ه .ق.).
سعود تقاضاى شريف عبدالمعين را پذيرفت و به همراه علمايى كه از مكه به نزدش آمده بودند و با سپاه گرد آمده، بهسوى مكه معظمه حركت نمود.
سعود، قائم مقامى عبدالمعين را پذيرفت و با صادر كردن فرمان هدم قبور و تخريب گنبدها و بارگاهها، از ميزان قساوت و شقاوت خود پرده برداشت.
وهابىها مىگفتند: