162تخمين مسافت باقىمانده مشكل است.
هوا رو به روشنى است و شيب تند جبلالنور كار ريهها را مشكل كرده و قلب را به تپش انداخته است. قدرى مىنشينم.
گروهى كه با هم آمدهايم از هم پراكنده شدهاند. عدهاى زودتر حركت كردند و براى نماز جماعت در مسجد پاى كوه نماندند و عدهاى نيز سرعت بيشترى دارند و من و دو - سه نفر ديگر كندتر از بقيه حركت مىكنيم. با اين وجود احساس خستگى مىكنم.
پس از قدرى استراحت، مجدداً بهراه مىافتم و پس از طى مقدار ديگرى از مسير و پرس و جويى ديگر، مشخص مىشود كه راه چندان كوتاه نيست و من در اين انديشهام كه حضرت خديجه عليها السلام در طول چهل روزى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله در «حِرا» اعتكاف اختيار كرده و به عبادت مشغول بودند، چگونه براى ايشان غذا و آب مىآورد و هر روز و شايد روزى چند بار اين مسير طولانى را، كه ما هنوز هم بهآخرش نرسيده بوديم، طىمىكردهاند؟! در آنزمان حضرت قطعاً از چهل سال بيشتر داشتهاند و اگر اين ماجرا مربوط به زمان بعثت باشد؛ يعنى زمانى كه رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله چهلساله بودهاند، حضرت خديجه بايد حدود پنجاه و پنج سال داشته باشند و در اين سن و سال، چنين مسيرى را پيمودن، نشان از استوارى و سلامت و صلابت است.
البته حاكى از شدّت علاقۀ ايشان به پيغمبر صلى الله عليه و آله نيز هست.
با اين افكار، طى مسير مىكردم و در راه چندين بار مجبور به توقف و استراحت شدم و اشتياق ديدار حِرا آنچنان بود كه گاهى با