139پرتاب سنگريزه، وى را از خود راند. و نيز داستانى ديگر گفتهاند در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام و اين «رمى جمره» كه وى نيز وقتى تصميم به قربانى كردن حضرت اسماعيل عليه السلام گرفت و از مكه به جانب قربانگاه حركت كرد، شيطان به هدف وسوسه و فريب، به سراغشان آمد و حضرت ابراهيم وهاجر و حضرت اسماعيل عليهم السلام با پرتاب سنگ در سه نقطه، كه همين سه نقطۀ جمرات اولٰى، وُسْطىٰ و عقبى باشد، شيطان را از خود دور كردهاند. اما اينكه در روز اول ما تنها جمرۀ عقبه را مىزنيم و در دو روز و شايد روز سوم هر سه جمره را، علتش را نفهميدم كه چيست؟...
هوا گرم بود و از سويى حال مساعدى نداشتم. اين بود كه جانب بازگشت در پيش گرفتم. گروه را هم گم كرده بودم، از اين رو، جاى تأمل نبود، بايد زودتر خود را به بيمارستان مىرساندم؛ چرا كه سرگردانى در اين صحراى محشر! چندان هم بىخطر نبود.
گرماى منا، فعل و انفعلات مغز را مختل مىكرد و پوست را مىسوزاند. از راهى كه آمده بودم، امكان برگشت وجود نداشت؛ چرا كه حجاج بى وقفه مىآمدند. مختصرى پس از جمرۀ عقبه و همسو با مردم، به جانب غرب ادامه دادم و از بالاى مسير روگذرى كه از ابتداى جمرات تا اينجا جمعيت را به جمرۀ عقبه هدايت مىكرد، پايين آمدم و راه بازگشت را به جانب مشرق در پيش گرفتم.