121
ابوالبشر تو را بدان خواند و گناهش بخشيدى و در بهشت رضوانش مسكن دادى و بدان نام كه در عالم غيب، نزد خود بر خويش انتخاب كردى و به خود اختصاص دادى و احدى از خلق بر آن آگاه نيست...
از تو درخواست مىكنم كه از گناهان گذشته و آيندهام، كه در پنهان و آشكار مرتكب شدهام و تو بدانها آگاهترى، به لطف و كرمت در گذرى كه تو بر هر چيز قادرى.
الهى، ببخش گناهانى را كه نعمت را دگرگون مىسازد و موجب پشيمانى و حسرت مىشود و گناهانى را كه پردۀ عصمت را مىدرد و رسوا مىكند. گناهانى را كه موجب ردّ دعا مىشود. و نيز گناهانى را كه موجب شقاوت است و گناهانى را كه بخشايندهاى جز تو ندارد. و بار هر حقى كه از خلق بر دوش من است از گُردهام بردار و در كارم گشايش فرما و مقام يقين بر قلبم نازل كن و از شرور عالم محفوظم دار و مرا در شب و روز يار باش و طريق سعادت بر من سهل و آسان كن و در ذلت و خوارى مينداز و بر خير و سعادت رهبرى فرما.
اى بهترين دليل، مرا بهخويشتن وامگذار و آنچه مايۀ نشاط و سرور است بر قلبم الهام فرما و از فضل خود روزى بخش و از پاكيزهترين روزىهايت نصيبم كن.
اى خدا، به تو پناه مىبرم از زوال نعمت و عافيت و از سختى بلا و شقاوت و از بد حادثه و شماتت.