45در صورت لزوم در كارها تشريك مساعى كنند.
در احوالات امام چهارم، حضرت على بن الحسين عليه السلام نوشتهاند: آن حضرت مسافرت نمىكرد مگر با همسفرانى كه او را نشناسند و با آنان شرط مىفرمود كه از خدمتگزاران آنها باشد و در حوائجشان بكوشد. يكبار با گروهى همسفر شدند كه يكى از آن گروه در خلال سفر، آن حضرت را شناخت و سراسيمه به همراهان گفت:
مىدانيد اين آقا كيست؟! گفتند: نه، گفت: او على بن الحسين عليه السلام است. همين كه آنان چنين سخنى را شنيدند، از جاى برخاسته و بر دست و پاى آن حضرت بوسه زدند و گفتند: اى پسر رسول خدا، مىخواستيد ما را به دوزخ افكنيد؟! اگر از دست و زبان ما خطايى سر مىزد براى هميشه هلاك مىشديم، چرا چنين كرديد و خود را معرفى ننموديد؟! امام در پاسخ فرمود: يكبار با كاروانى همسفر شدم، آنها مرا شناختند و بدليل بستگى من با پيامبر، آنقدر به من نيكى كردند كه مستحق آن نبودم، حال ترسيدم شما نيز مانند آنها عمل كنيد، لذا بهتر آن ديدم كه خود را معرفى نكنم. 1