168باشد ولى جوانان كه گرمى بيشترى داشتند گفتند به بيرون شهر مىرويم و بر دشمنان حمله مىبريم. حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله رأى آنان را پذيرفت. سلاح پوشيده و آمادۀ حركت شد، اما جوانان پشيمان شدند كه چرا رأى خود را بر رسول خدا صلى الله عليه و آله تحميل كردند. پس نزد حضرتش آمدند و گفتند ما از رأى خود بازگشتيم. رسول خدا كه مىدانست قاطعيت در تصميم، شرط رهبرى است و فرمانده نبايد هر لحظه رأى خود را دگرگون كند، فرمود:
«براى پيغمبر سزاوار نيست هنگامى كه لباس رزم پوشيد، آن را از تن در آورد، مگر آنگاه كه جنگ كند.»
سپاهيان مكه خود را به ذُوالحُلَيْفَه رساندند و از آنجا به شمال يثرب رفتند و در كنار احُد توقف كردند. شمار سپاهيان اسلام يك هزار تن بود. پيش از شروع جنگ عبداللّٰه بن ابَىّ كه سردستۀ منافقان بود، به عنوان اعتراض با سيصد تن از مردم خود برگشت و گفت: محمد از بچهها! پيروى كرد و رأى مرا ناديده گرفت. مشهور است كه آيه 167 سورۀ آل عمران دربارۀ او نازل شد.
با جدا شدن عبداللّٰه و پيروان او از پيغمبر، تنها هفتصد تن باقى ماندند. رسول خدا صلى الله عليه و آله عبداللّٰه بن جبير را با چهل تن از تيراندازان مأموريت دادند كه در شكاف كوه سنگر