146
«وَ اذْبَحْ حَنْجَرَةَ الْهَوىٰ وَالطَّمَعِ عَنْكَ عِنْدَ الذَّبِيحَةِ»؛
«با قربانى كردن، حلقوم هوا و طمع را ذبح كن و از خود دور گردان.»
اى زائر بيت اللّٰه، توجه كن كه ابراهيم فرزند عزيزش اسماعيل را در مسلخ عشق به خاك افكند تا به امر خدا ذبح كند اما ارادۀ ايزدى حقيقتاً به اين امر تعلق نگرفته بود با اين حال خليل خدا در كار خود مصمّم بود و اندك ترديدى در انجام فرمان حق به خود راه نداد و نيز اسماعيل از پدر خواست كه فرمان خدا را در ذبح او اجرا كند و اين پدر و پسر كه خاطرهشان در حج روح توحيد و فنا و رضا را متبلور مىسازد، به انسانها آموختند كه در برابر ارادۀ خداوندى چگونه بايد تسليم شد. و زائر به منا و قربانگاه كه مىرسد، ياد اين خاطره را تجديد مىكند و به نشانۀ تسليم و رضا و اطاعت بىقيد و شرط قربانى مىكند، اما حقيقت قربانى كشتن هواى نفس و آز و طمع و تعلقاتى است كه آدمى را از حريم دوست دور مىسازد.
رمى جمره
رمى؛ يعنى سنگ زدن به شيطان، يك عمل رمزى است كه به انسان مىآموزد كه همچون ابراهيم و اسماعيل