141منا باشد و آنگاه عزم عرفات كند 1 كه بيشتر حاجيان بدليل ازدحام جمعيت و مشكل تردّد، از مكّه محرم شده، مستقيماً عازم عرفات مىشوند. در هر حال امام عليه السلام با اشاره به منا مىفرمايد:
«وَ اخْرُجْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَزَلاّتِكَ بِخُرُوجِكَ إِلَى مِنىٰ، وَ لاٰ تَتَمَنَّ مَا لاٰ يَحِلُّ لَكَ وَلاٰ تَسْتَحِقُّهُ».
«و چون رهسپار منا شدى، از غفلتها و لغزشهايت بيرون شو و آنچه را كه براى تو حلال نيست يا استحقاق آن را ندارى آرزو مكن.»
«منا» به معناى آرزوست، آرزوى چه؟ در اين سرزمين خشك و ميان كوههاى داغ و سوخته، زائر به تمناى چه مىرود؟ اين چه ايده و آرزويى است كه براى وصل آن بايد از شهر و ديار و حتى؛ مكۀ معظّمه، آواره شوى؟ گويى خدا را رحمتها و فيوضاتى است كه در كوير انقطاع و بيابان لم يزرع و در سختى و تشنگى و گرماى سوزان بايد جست. زائرِ اميدوار از خدا جز خدا نمىخواهد، آن گونه كه ابراهيم از همه چيز و حتى اسماعيلش گذشت و در آن ابتلاى عظيم به مقام خُلّت رسيد و «خليل اللّٰه» شد. و فديۀ