130
بعد مسافت اگر چه در ره او نيست
شرط تقرّب به خدا، بيدارى، تفكر، تذكر، مراقبه، محاسبه و مجاهده است تا نفس كامل شود و با كمال مطلق سنخيت پيدا كند. حج سفر از «خلق الى الحق» است يعنى خلق را پشت سرافكندن. خانه، خانواده، تجارت و مال، عنوان و مقام و همه تعلقات را رها كردن و حتى از خود و جوانى و توان جسمانى و روحى قطع نظر كردن و عجب و كبر و شهوت و غضب را زير پا نهادن. چون قصد خدا كردهاى، بايد ابراهيموار از زن و فرزند و مال و جان بگذرى تا ابراهيمى شوى و چون اسماعيل در كوير انقطاع، پاى بر زمين بسايى تا از زمزم فيض و عرفان سيراب گردى و چون هاجر آسيمه سر و برهنه پاى در سنگلاخ حيرت و انقطاع از اين سو بدان سوى، اشگبار و بىقرار، دوان دوان راه پويى و به خدا التجا كنى تا فيض رحمانى چارهسازت شود و در دامن مهرش جاى گيرى.
بارى اين سفر شبيه سفر آخرت است و احرام برگرفتن