65كوچك و از قرار گرفتن سنگهاى آذرين مطبق تشكيل شده است. فضاى غار براى حداكثر دو نفر كه ايستاده نماز بگزارند مناسب است. كف اين غار با حدود 6 عدد موزاييك مفروش شده است، ولى ساير قسمتهاى غار دست نخورده است. شايد اين غار تنها قسمتى از آثار صدر اسلام است كه هنوز دست وهابىها به آن دراز نشده است.
هر چند دست تجاوزگر انسان با پخش بقاياى تمدن مصرفى (قوطى، پلاستيك و...) و حضور گدايان، محيط آنجا را زشت نشان مىدهد، ولى هنوز صلابت و معنويت كوه كه لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّٰهِ 1 انسان را به ياد آن دوران به تفكر مىاندازد. از آن زشتتر حضور گدايان در پيچ و خم مسير منتهى به غار است. اكثر گدايان را زنان تشكيل مىدهند، آنها كودكان خردسال خويش را همراه دارند. بچهها به انسان مىچسبند و تا ريالى دريافت ندارند زائر را رها نمىكنند.
برگرديم به گذشتههاى غار، حضرت محمد صلى الله عليه و آله چهل شبانه روز در اين غار مشغول خودسازى و عبادت پروردگار بود. خديجه همسر گرامى او كه از ثروتمندترين زنان قريش بود. روزى دو نوبت به بالاى كوه مىرفت و براى آن حضرت غذا مىبرد. مسلماً شيب اين كوه در 1400 سال پيش تندتر و ارتفاع آن نيز بيشتر و صلابت آن