44سخت عصبانى شد و گفت: برو كافر ! گفتم چرا گفتى كافر؟ گفت: براى اين كه تو يك مسلمان را با كافر مقايسه كردى.
برو و روسرىها را هم نه پس مىگيرم و نه عوض مىكنم.
هر چه اصرار كرديم اثرى نداشت. معلوم بود كه از آن برادران دينى متعصب و بىمنطق است. من به خواهر دانشجو گفتم تا با يكى از خواهران در مغازه بماند شايد مغازهدار راضى شود و من مغازه را ترك كردم. اين تصميم نتيجه مثبتى در پى داشت و بالأخره فروشنده راضى به پس گرفتن جنس شده بود.
تعداد قابل توجّهى از مغازه داران مدينه به زبان فارسى مسلط بودند و شايد به جرأت بتوان گفت، فارسى دوّمين زبان رايج بازار مدينه است (يعنى بعد از زبان عربى). نكته ديگر اينكه بازاريان مدينه عمدتاً مهاجرين افغانى، ازبكى، پاكستانى و هندى مىباشند كه تماماً از بزرگ تا كوچك، زبان فارسى را روان صحبت مىكنند.
مغازهداران همينكه چشمشان به يك ايرانى مىافتاد قند توى دلشان آب مىشد. وقت را غنيمت مىشمردند و شروع مىكردند به فارسى صحبت كردن تا طعمه دلخواهشان را به تله بيندازند و اكثر مواقع هم موفق بودند.
چون كه يك جنس را گاهى با قيمت دو برابر به مشترى تحميل مىكردند. به همين لحاظ از ابتدا به زوار ايرانى توصيه مىشود كه در روزهاى اول كه هنوز آشنا به محيط نيستند، اقدام به خريد نكنند. به جرأت مىتوان گفت كه