26حساسيت رژيم سعودى به حمل مواد مخدر بود. گفته مىشد كه اگر از زائرى حتى يك گرم هروئين پيدا كنند، او را در ملأعام گردن مىزنند. پس از كنترل گذرنامهها وخروج از فرودگاه، سوار اتوبوسهايىكه براى انتقال زوار فراهم گرديده بود، شديم. شمارۀ اتوبوس و شمارۀ صندلى هر زائر از قبل مشخص شده، هواى جده گرم و شرجى است ولى اتوبوسها مجهز به كولر وكاملاً خنك مىباشند.
آقاى حسناتى، روحانى كاروان كه سوار اتوبوس ما بود، مىخواست زائران را در بدو ورود به عربستان توجيه كند. ميكروفن بلندگو را كه روى داشبورد اتوبوس بود برداشت، صداى بلندگو شنيده نمىشد، هرچه به زبان عربى از راننده تقاضا مىكرد كه صداى آن را بلندتر كند عكسالعملى از راننده مشاهده نمىشد. راننده ظاهراً تبعۀ فليپين بود. قيافۀ درهم كشيده و عبوسى داشت، اصلاً صدايى از او برنمىخاست. فكر كردم شايد عربى نمىداند و يا ايما و اشارههاى ما را درك نمىكند، شروع كردم با زبان انگليسى با او تكلم كردن تا شايد عكسالعملى نشان دهد، سرانجام دست سِحر شدۀ او به حركت درآمد و كمى صداى بلندگو را بلندتر كرد.
در فاصله 165 كيلومترى مدينه در محلّى به نام ساسكو به قصد اقامۀ نماز صبح و استراحت توقف كرديم.
طبق برنامه مىبايست نماز را در مدينۀ منوره و در مسجدالنبى مىخوانديم، ولى به علت بىنظمى زوار هنگام