31دوست داشت كه دلى سرشار از صفا و محبّت نسبت به ياران داشته باشد و از اينكه در حضور او بدىها و لغزشهاى ديگران را مطرح ساخته، او را دل چركين و ناراحت نسبت به اصحابش كنند، منع مىكرد و مىفرمود:
«لاٰ يُبَلِّغُنى احدٌ مِنكُم عَنْ احَدٍ مِنْ اصحابٖى شَيئاً فَاِنّٖى احِبُّ انْ اخْرُجَ الَيْكُم وَ انا سَليمَ الصَّدْرِ». 1
هيچ كدام از شما، دربارۀ يكى از اصحابم چيزى به من نگوييد و به گوشم نرسانيد (البته منظور گزارشهاى ناخوشايند و عيبجويىهاست) چرا كه من دوست دارم هرگاه نزد شما بيرون مىآيم، سينه و دلم نسبت به اصحابم، سليم و بى غل و غش باشد.
روشن است كه شنيدن معايب ديگران، خاطر انسان را مكدّر كرده، صفاى دل را مىبرد.
8- صبورى و تحمّل
در مديريت اجتماعى و اخلاق معاشرت، صبر بر جفاها و تندى ها و صبورى در برابر ناملايمات و حرفهاى خشن ديگران، از عوامل عمدۀ موفّقيّت است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين خصلتها را در اوج خود دارا بود.
روزى يك عرب باديهنشين سراغ پيامبر آمد و در