151گاه ستونهاى يكپارچه مىتراشيدند. سنگهاى سياه را كه محكمتر و مقاومتر بودند در بناى ديوارها بهكار مىبردند.
براى نقل اين سنگها به محلِّ كار، عرّابههايى ساختند كه چارپايان مىكشيدند. اين عرابهها از آبارِعلى به بابالشامى و شارعالساحه و بابالرحمه و دارالضيافه، كه در شمال مسجد واقع شده بود، مىگذشتند و به منطقه عمل مىرسيدند.
اين طريق كشيدن سنگ، به احترام مردم مدينۀ منوره بود كه اعصابشان درهم نريزد و صفاى خاطرشان تيره نگردد.
پس از اين به خراب كردن سايبان شمالى مسجد شريف نبوى پرداختند. در اين سال عبدالحليم، ناظر عمارت، حج بهجاى آورد ولى در مِنا مرگش دررسيد و به سال 1266 ه .
در آنجا ديده از جهان فروبست. مرگ او سبب ركود كارها شد، از آن پس هيأتى از مهندسان، كارِ نظارت را بر عهده گرفتند. نخستينِ آنها مهندس محمد رائفپاشا بود كه مجبور شد دروازهاى در باروى شمالى مدينه باز كند. آن را «بابالمجيدى» ناميد.
در تمام مدتى كه مسجد شريف نبوى در دست تعمير و بنا بود، در هيچ زمان مراسم عبادت تعطيل نشد. مهندس