107قربان،بين قبا و العوالى بوده است.در اين نقطه،در فضايى كه ميان چند درخت قرار دارد،مخروبه است و مربع مستطيل كه اطراف آن سنگهاى سياه است و ماندۀ ديوارهاى ويران شده.بعضى را گمان آن است كه اين ويرانه همان مسجد شمس است،ليكن به گمان اين بنده،چنانكه آثار نشان مىدهد اين ويرانه«اطُم»بوده است و اطم خانۀ كوچكى است كه از سنگهاى سياه مىساختند و چون چند خانه با هم يكجا و در حصارى محدود باشد آن را حصن (قلعه) گويند.شمار اين اطمها در مدينه بيش از صد بوده است كه با گسترش شهر در طول تاريخ،همگى از ميان رفته است.در فاصله دويست متر از شرق اين ويرانه ديوارى است كه روى آن«مسجد شمس»نوشته است و گمان دارم مسجد شمس همانجا بوده است.اما چرا مسجد را«مسجد شمس»گويند،بر طبق آنچه شيعيان معتقدند و حديثهايى هم از جز شيعه دربارۀ آن آمده،خلاصۀ آن اين است كه:سر رسول خدا صلى الله عليه و آله در دامن على عليه السلام بود و بهخواب رفت تا آفتاب پنهان شد.چون رسول از خواب بيدار شد وقت نماز عصر گذشته بود.رسول گفت:«پروردگارا! او (على) در طاعت تو و پيمبر تو بوده است،پس آفتاب را بر او برگردان.»آفتاب برگشت تا على عليه السلام نماز عصر خواند. 1
اما مؤلف كتاب تاريخ معالم المدينه مىنويسد:آن را