86در سرمىپروراندند و موفّقيت در اين طرح را، بهترين راه پيروزى خود مىدانستند.
طرح ترور پيامبرخدا صلى الله عليه و آله :
عميربن وهب، يكى از افراد خونريز در ميان قريش، كه فرزندش وهب در اسارت مسلمانان به سر مىبرد، با عموزادهاش «صفوان» در گفتگويى پنهانى در «حجراسماعيل» همپيمان شدند كه صفوان قرضهاى عمير و كفالت فرزندانش را بر عهده بگيرد و عمير هم در مدينه پيامبر را به قتل برساند. وى با همين هدف وارد مدينه شد و علىرغم مخالفتِ صحابه كه از او به جان پيامبر صلى الله عليه و آله احساس خطر مىكردند، آن حضرت عمير را به حضور خويش فراخواند و او به همراه چند نفر از ياران پيامبر وارد گرديد.
پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد عمير! به چه منظور به مدينه آمدهاى؟ عمير گفت: براى آزادى فرزندم وهب. حضرت فرمود: اين شمشير براى چيست؟
عرض كرد: «قبّحاللّٰه هذه السيوف» كه همراه داشتن آنها جزو عادت ما شده است. در اين هنگام پيامبرخدا صلى الله عليه و آله آنچه راكه در حجر اسماعيل در ميان او و صفوان گذشته بود، بيان كرد. عمير با شنيدن رازى كه بجز او و صفوان از آن آگاه نبودند، بر نزول وحى به رسولاللّٰه و نبوّت آن حضرت ايمان آورد و از اشتباهات گذشتهاش پوزش خواست. پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به صحابه فرمود: «فقهوا أخاكم في دينه و أقرئوه