65موضوع از ذكر پارهاى مطالب حسّاس در جنگ بدر و پىآمدهاى آن در ميان مشركين مكّه ولو به اختصار ناگزيريم.
سحرگاه جمعه، نوزدهم ماه رمضان، نوزدهمين ماه پس از هجرت بود كه جنگ بدر آغاز شد. ابوسفيان براى به دست آوردن اخبار و گزارشهايى از سپاه مدينه، در كنار چاه بدر حاضر شده بود كه به وسيلۀ مسافرى، از حركت سپاه اسلام آگاه گرديد و بىدرنگ شخصى به نام «ضمضمبن عمرو غفارى» را براى اطلاعرسانى، به مكّه اعزام كرد. او در حالى كه براى جلب توجّه مردم، لباس خود را چاك زده بود و گوش و بينى شترش را شكافته و خون آلود و جهاز آن را واژگون كرده بود، وارد مكّه شد 1 و پيام ابوسفيان را به آنان ابلاغ كرد.
سران قريش به سرعت آمادۀ حركت شدند و هر يك از آنانكه عذرى داشت، به جاى خود شخص ديگرى را فرستاد و از افراد سرشناس قريش كسى جز ابولهب باقى نماند و او هم «عاص بن هشام» را به نيابت از خود راهىِ بدر نمود.
تعداد سپاه مشركين نهصد و پنجاه نفر و مركب آنها هفتصد شتر و يكصد رأس اسب و بنا به قول ديگر، دويست رأس اسب بود. ششصد نفر از آنان زره پوشيده بودند و گروهى از زنانِ خواننده را در حالى كه همه مشروب خورده بودند، با خود همراه ساختند ولى در ميان راه منصرف شده و زنان را به مكّه برگرداندند. در اين سفر، دوازده نفر از