61ابوجهل كه سرپرستى يك قافلۀ سيصد نفرى از مشركين مكّه را به عهده داشت، فرستاد.
گر چه در اين برخورد، به علّت وساطت يكى از سران قبايل عرب، به نام «مجدى بن عمرو جُهَنى» جنگ رخ نداد و ابو جهل از اين معركه و از درگيرى با حمزه نجات يافت ولى در اينجا بايد به دو نكته توجّه كرد:
1 . حمزه عليه السلام به همراه سىنفر از مسلمانان براى مبارزه با ابوجهل كه سيصد نفر از مشركين را همراه داشت، حركت كرد و آمادۀ جنگ با آنان شد؛ يعنى يك نفر در مقابل ده نفر و اين همان نسبتى است كه قرآن مؤمنان واقعى را به اجراى آن تشويق و تشجيع نموده است؛ يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتٰالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ . 1
2 . هر چه بود، در اين رويارويى، ابوجهل وقتى اسداللّٰه را ديد، مرعوب و متزلزل گرديد و شايد هم به ياد روزى افتاد كه حمزه سر او را شكافت و از اينكه مبادا اين شكست براى دوّمين بار اتّفاق بيافتد، از صحنه متوارى گرديد.
حمزه عليه السلام دوّمين پرچمدار اسلام
در ربيع الأوّل، نخستين ماه از سالِ دوّم هجرت، پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى «عشيره» 2 و مواجهه با قريشيان كه به سوى شام در