136
دست و پايش را قطع كرد.»
طبرى مىنويسد: هند پس از انجام اين جنايت، در بالاى سنگ بزرگى قرار گرفت و مسلمانان را مورد خطاب قرار داد و اشعار معروف خود را با صداى بلند خواند.
اشعار هند، كه بيشتر مورّخان آن را نقل كردهاند چنين است:
نَحنُ جَزَينٰاكُم بِيَوم بَدرٍ
«اين كشتار، پاداش ما بود بر شما از جنگ بدر؛ زيرا جنگ پس از جنگ است كه ارزش دارد.»
«در مصيبت عتبه و برادرم و عمويم و بكر صبرم به آخر رسيده بود.»
«و اكنون شفا يافتم و نذرم را ادا كردم؛ وحشى! تو بودى كه بر عهد خود با من وفا كردى و غم را از سينهام زدودى.»
«بر من است كه تا زندهام شكرگزار وحشى باشم بلكه تا پوسيدن استخوان هايم در درون قبرم سپاسگزارش گردم.»