118دربارۀ عمر بن خطاب:
ابن ابىالحديد مىنويسد: «قد اختلف في عمربن الخطاب هل ثبت يومئذ أم لا؟! أمّا محمّدبن اسحاق والبلاذري فجعلاه مع من ثبت و لم يفرّ...» 1 يعنى تنها دو نفر از مورّخان، بلاذرى و ابن اسحاق، معتقدند كه عمربن خطاب در جنگ احد فرار نكرد و بقيۀ مورّخان او را جزو فراريان شمردهاند.
جاى تعجّب است كه ابن ابىالحديد با آن غور و دقّتى كه در حوادث تاريخى و اقوال گذشتگان دارد، چگونه در اين مورد غفلت كرده و اين مطلب را با اين وضوح ناديده گرفته است! زيرا بر اساس نقل ابن هشام، ابن اسحاق هم مانند ديگر مورّخان فرار عمر را به صراحت بيان كرده است.
ابن هشام از ابن اسحاق نقل مىكند كه: انس بن نضر، كه از كوه سرازير شد و قصد حمله به مشركين را داشت، ديد كه عمربن خطاب به همراه گروهى از مهاجران و انصار، سلاح را بر زمين گذاشته و در گوشهاى نشستهاند؛ يعنى از ميدان جنگ فرار كردهاند. انس از آنها پرسيد: چرا در اينجا نشستهايد؟! گفتند: چه كنيم كه پيامبر كشته شده است! انس گفت: پس از پيامبر زندگى به چه درد مىخورد؟! برخيزيد شما هم در راه هدفى كه پيامبرخدا كشته شد، بميريد. اين بگفت و به دشمن