67متوجه آنان و علما و رهبران اسلامى نباشد؟
آيا سلطۀ فرهنگى، سياسى، اقتصادى و نظامى كافران و مستكبران بر شؤون مسلمانان و مظلومان جهان، مصداق «سبيل كافران بر مسلمانان» نيست؟ از اينرو علما و روحانيت متعهد اسلام، همواره در برابر اين نفوذ و سلطه، همچون سدّى محكم و استوار، ايستادگى كردهاند.
مطالعۀ تاريخ اجتماعى - سياسى روحانيت اسلام به خصوص روحانيت تشيع كه جايگاه و پايگاه ويژهاى در ميان تودههاى مردم دارد، گواه بر اين حقيقت است. تنها به تلاش علما در سدۀ اخير درجهت قطع نفوذ و نفى سلطۀ كافران و مشركان، و مستكبران و ستمپيشگان بر مسلمانان و مظلومان اشارهاى مىكنيم تا صدق اين گفتار آشكارتر شود:
حكم تحريم تنباكو توسط ميرزاى شيرازى. حكم انحلال سلسلۀ قاجار توسط سيد عبدالحسين لارى بخاطر استبداد و پذيرش سلطۀ اجانب. حكم جهاد در برابر تجاوزات ايتاليا توسط آخوند خراسانى، عبدالله مازندرانى و شيخ الشريعه اصفهانى. تحريم استفاده از كالاهاى خارجى از سوى سيد اسماعيل صدر، آخوند خراسانى، شيخ الشريعه و سيد محمد كاظم يزدى. حكم