95
مشعر، وادى شعور
عرفات را پشت سر مىگذارى و پس از غروب آفتاب، از اين سرزمين كوچ مىكنى تا به «مشعر» برسى. بسترى از انسانهاى سفيدپوش، با دلهايى روشن، اين مسير را طى مىكنند تا شب را در مشعر بگذرانند.
آنجا وادى عرفان بود و اينجا موقف شعور است. از گذرگاه دلِ آگاه و عارف، مىتوان به «عقلِ معرفتآموز» و «عرفان عملى» رسيد. عرفان، پشتوانۀ وقوفى شاعرانه و برخوردار از شعور است. آنكه در «عرفات» خود و خداى خود را نشناخته باشد، چگونه مىتواند در مشعر، به ذخيرههاى شعور باطنى دست يابد و قربِ خدا را در اين وادىِ عرفانخيز درك كند؟ در شب مشعر، تا سحرگاهش كرامت و رحمت الهى همچو باران مىبارد و تو بايد جام جان را در زير بارشِ