143سويش كوه. داخل اين غار، چند نفر مىتوانند پنهان شوند، البته به صورت نشسته. چون سقفش كوتاه است و نمىتوان ايستاد. حتى براى ورود به آنجا هم بايد خم شد. آنجا هم عكّاسان آماده با دوربينهايشان هر لحظه منتظرند كه از حجاج، عكس يادگارى بگيرند. ولى گران است و عكسهاى بىرنگ و رو به آن قيمت نمىارزد.
راه غار ثور، هم طولانىتر است، هم سختتر و نفسگيرتر. شايد بيش از دو برابر مسيرى كه براى فتح قلّۀ «جبلالنور» طى مىشد، براى رسيدن به اين غار بايد راه پيمود. كوهها و ارتفاعات را آنقدر بايد يكى پس از ديگرى پشت سر گذاشت و به عشقِ آن «منزل نهايى» به زانوها و نفسها التماس كرد كه همراهى كنند كه چندين نوبت، نشستن و استراحت و تازه كردن نفس وتر كردن لب لازم است. البته در پيچ و خم كوه و كمر، نشانهها و رنگهايى ديده مىشود كه فِلشى به سوى مقصود است، امّا چه بسا انسان به تنهايى راه را گم كند. برخى مسلمانان كشميرى، اين راه طولانى را به حالت پله پله درآوردهاند، تا صعود به قله آسانتر شود.
در اين مسير، حجّاج مختلفى را از زن و مرد مىبينى كه نفس زنان بالا مىروند و همان محبّت است كه آنان را توان مىبخشد. و چون افراد در رفت و برگشت به هم مىرسند، «خدا قوّت» و «قبول باشد» ردّ و بدل مىشود و همين روحيّه مىبخشد براى پيمودن بقيّۀ راه.