89صادق عليه السلام پاسخ داد: «يُفرّج له، وأنا لا يُفرّجُ لى »؛ 1 (براى آن حضرت راه را براى چنين تماسِّ نزديكى مىگشودند؛ اما من در شرايطى طواف را برگزار مىكنم كه راهى را فراسويم به حجر الاسود باز نمىگذارند) لذا از استلامى اين چنين صرف نظر كرده و بر بارِ مشكلات و دشواريهاى مردم و خود اضافه نمىكنم، و مصلحتِ جمعى را بر مصلحتِ شخصى ترجيح مىدهم. و قاعدۀ باب «تزاحمِ مصالح» مقتضى است كه مصلحت فرد، فداى مصلحت جمع گردد.
سعى ميان صفا و مروه
يا رمز و اشارتى به ضرورت تلاش و كوشش در نيل به اهداف والاى حياتى
مىدانيم سعى ميان صفا و مروه از اركان حج و كارى است ضرورى كه بدون آن حاجى نمىتواند از احرام خارج شود و به اصطلاح نسبت به پارهاى از امور، مُحِلّ گردد. اين سعى خاطرۀ بس سترگ و شگرفى را در اذهان تجديد مىكند كه هاجر براى جستجوى مايۀ حيات خود و فرزندش، تلاشى مستمر را دنبال كرد. و هرچند اين تلاش عملا به هدفى كه در مد نظر بود نايل نيامد؛ اما خداوند به هيچوجه تلاشها و كوششهاى مشروع و مطلوب آدمى را بىپاداش نمىگذارد؛ لذا با امداد غيبى اين تلاش و كوشش به آب زمزم و جريان آن انجاميد، و اين تلاش به صورت رمزى درآمد كه مىبايد حاجيان هرساله با سعى ميان صفا و مروه خاطرۀ آن را عملا تجديد كنند، و بدانند كه سعى و كوشش آنان