66همتايى براى چنين محيطى نمىشناسد. فضاى خوشِ اسلام در اين مرز و بوم، مشامِ امتهاى سرزمينهاى اسلامى را آنچنان معطّر ساخت كه از پى آن مسلمينِ جهان در فلسطين و افغانستان و مصر و الجزاير و لبنان و سودان و ساير ممالك اسلامى و حتىٰ در اروپا (در بوسنى و هرزگوين) به راه افتادند و مردم آنچنان بيدار شدند كه رعب و ترس و وحشت و حيرت را در دل سردمداران حكومتهاى طاغوتى به بارآورد.
يقيناً قدرتِ شگرفِ الهى، رعب انگيز است و انقلابى كه ريشه در قدرت خداى مقتدر دارد هرگز خشك و پژمرده نمىشود، هرچند كه آفات زيادى بدان هجوم بَرَد.
ترس و وحشتِ حكمرانان سرزمينهاى اسلامى و زمامداران ممالك بيگانۀ از اسلام نسبت به تأثير انقلاب اسلامى در سطحِ وسيعِ جهانى به جايى رسيده كه خواب راحت را از همۀ آنها ربوده است و نمىدانند به چه ابزار و وسيلهاى چنگ آورند و چه راهى را در پيش گيرند تا هر چه زودتر جلوى پيشروى اين جريان را بگيرند؛ گاهى به تطميع و زمانى به سلاح و رزم افزار و جنگِ كلاسيك، و به هنگامى به محاصرۀ اقتصادى، و غالباً به تهمتها و افترا و دروغ پردازيهاى شرمآور و احياناً مضحك و... متوسل شده و مىشوند و اخيراً راه چاره را در اين امر يافتند كه باتهاجمِ فرهنگى و تئورىِ نظم نوينِ جهانى! ميان مردم ايران و سرزمينهاى ديگر اسلامى از يكسو و انقلاب از سوى ديگر بيگانگى ايجاد كنند. اين همه تمهيدات و چاره انديشيهاى مكّارانه براى راكد ساختنِ حركت انقلابى، ريشه در رعب و ترسى دارد كه سراپاى حكومتهاى هوس خوردۀ جهان را فرا گرفته، رعبى كه اگر منشأ آنرا جستجو كنيم بايد آنرا در طرز تفكر الهىِ حكومت و امتِ جمهورى اسلامى جستجو كرد؛ چرا كه اين خداى مقتدر