51
فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِيمٍ
فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قٰالَ يٰا بُنَيَّ إِنِّي أَرىٰ فِي الْمَنٰامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَرىٰ قٰالَ يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِينَ
فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ
وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ وَ تَرَكْنٰا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
سَلاٰمٌ عَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنِينَ
وَ بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰالِحِينَ 1
«ابراهيم گفت: تحقيقاً در سوى خداوندگارم روانم و آهنگ سوى او دارم. پروردگارا! مرا فرزندى شايسته موهبت فرما. پس در پاسخ به درخواستِ او، وى را به نوجوانى بردبار نويد داديم. و چون اسماعيل با پدر به جايى رسيدند كه بايد در آنجا دست به كار گردند، ابراهيم به او گفت: فرزند عزيزم! حقاً در خواب ديدم تو را ذَبْح مىكنم، بنگر كه رأى تو چيست؟ گفت: پدرم! آنچه بدان مأمور شدى به كار بند، اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت. چون هر دو در برابر امر الهى تسليم شدند و اسماعيل را بر پيشانى بر روى زمين خواباند و دست به كارِ ذَبْحِ او شد، بدو بانگ برآورديم: اى ابراهيم، تو خوابت را عملاً باور داشته و آن را به حقيقت پيوستى، بدينسان ما درستكاران را پاداش نيك مىدهيم. اين كار، آزمايشى آشكار و عارى از ابهام است. ابراهيم را با گوسفندى بزرگ بازخريد كرديم. و نام نيكوى او را در نسلهاى پسينيان جاويد ساختيم. درود بر ابراهيم، ما درستكاران را اين چنين پاداش مىدهيم؛ چراكه او از بندگان باايمانِ ما بود. او را به اسحاق، پيامبرى از زمرۀ پيامبران صالح، مژده و نويد داديم.»