28نام نهادند. [ از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده: رجب، جويىاست در بهشت، شيرين و از برف سفيدتر، هر كه در اين ماه روزه دارد از آن جويش آب دهند، از اين سبب ماه مذكور را «رجب» نام كردند]
و ايامى كه قبائل از هم مىپراكندند و وسائل و وسائط ارتباط از هم مىگسست، آن ايام را به ماه «شعبان» موسوم مىداشتند.
و ايّامى كه هوا گرم مىشد، و ريگزارها و سنگستانها داغ مىگشت، و كف پاها را مىسوزاند، نام و عنوان «رمضان» را بر آن نهادند [ معناى «رمض» سوختن است. و چون ماه صيام، گناهان را مىسوزاند؛ از اين رو به اين اسم، مسمىٰ گشت ... و شايد كه به وقت وضعِ اين اسم، ماه صيام در شدّت گرما بوده است. رمضان را معناى سنگِ گرم نيز مىباشد، و از سنگ گرم، پاى روندگان مىسوزد] .
و زمانى كه گرد و غبار در فضا خيزش گرفته و هوا غبارآلود مىگشت، و مگسان رو به ازدياد و فزونى مىگذاشتند، و شتران دُمهاى خود را بالا گرفته و برمىافراشتند، بدان «شوال» مىگفتند. [ در غياث اللغات آمده:
وجه تسميه، آن كه در اين ماه عرب سير و شكار مىكردند و از خانههاى خود بيرون مىرفتند. مشتق از شول كه مصدر است به معناى برداشته شدى!]
و وقتى بازار تجارت را پررونق مىديدند، و از سفرها و بردهها و افراد آزاد باز مىنشستند، لذا «ذوالقعده»اش ناميدند. 1
و وقتى از هر شكاف و درّه و وادى آهنگ حج كنند و صداى تلبيه و خون قربانى رو به فزونى نهد، آن را «ذوالحجه» ناميدند.
دربارۀ «ذوالقعده» و «ذوالحجه»، فتح قاف و حاء و نيز كسر آندو را