22چرا اينهمه كارهاى مباح از قبيل: شكار، عمل زناشويى با همسر و تلذّذ و تمتع شهوانى، اجراى صيغۀ عقد نكاح، استعمال عطر، پوشيدنِ پوشاك دوخته، آرايش با سرمه و تزيين، نگاه در آينه، جدال و جز آنها كه اگر محرم نمىبود بسيارى از آنها براى او روا و مباح بوده است حرام مىگردد؟
اسرار و حكمتهاى فراوانى براى اينگونه تحريمها وجود دارد كه ما به عنوان نمونه حكمتِ برخى از آنها را در اينجا گزارش مىكنيم:
براى ايجاد روح همزيستى مسالمتآميز با كلّ پديدههاى هستى، ستيز و جدال (با قيودى كه در فقه مقرر است) درخور حال و مقام فردى كه مُحرم مىباشد نيست. اساساً بايد محرم از ستيز و كينه و حسد و برترىجويى و انحصارطلبى و ساير رذائل اخلاقى دست نهد، و حتى سخنى بيهوده بر زبان نراند، و دل را از هرگونه عداوت، و دشمنى و فكر و انديشه را از هر نوع تجاوز به حريم ديگران پاكيزه سازد و روحيهاى توأم با سِلْم و مدارات و رفق و نرمش درخور به هم رسانَد و محبت و دوستى را به همنوعان و نيز به تمام پديدۀ هستى تعميم بخشد، جانورى را نيازارد و به حريم گياهان و رستنيها تجاوز نكند تا آنجا كه به پديدههاى فاقد حيات حيوانى و نباتى آزار نرساند و حرمت آنها را نگاه دارد و سنگ و خاك حرم را به بيرون حرم جا به جا نسازد و بايد در خويشتن، جهانى از صلح و صفا و محبت به همۀ پديدههاى هستى به هم رسانَد.
و مادامى كه محرم است صيد و شكار بر او حرام است:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ... 1