105متنوع تو سرگرم سازم، و در لابلاى شاخههاى به هر سو پر كشيدۀ آثارِ صنع تو به اين سو و آن سو كشانده شوم موجب مىگردد از مؤثر، يعنى تويى كه اينهمه آثار را پديد آوردهاى به گونهاى ناخوش آيند، دور و بيگانه گردم؛ و اين كار چنان است كه واقعيت شهود را رها سازم و براى جستجو و يافتن آن به سراغ نشان واثرش به تكاپو برآيم، و يا چنان است كه از يقين روى گردانم و به دنبال خبر و گزارش از يقين، تلاش خود را به كار گيرم؛ و در نتيجه در پايگاهى از خيال محض به سر برم كه به هيچوجه مرا به دليلى قاطع رهنمون نيست، و در ميان فضائى از گمانها و احتمالات سرگردان شده كه راه را فراسوى من در رسيدن به محبوبم مسدود سازد؛ زيرا وقتى دست آوردهاى جالب و شگفت انگيز آفريدگار در دسترس احساس و تفكر كسى قرار گيرد سزا نيست نردبان احساس و انديشه را هدف قرار دهد، و برآن، بالا و پايين رود تا فقط در بارۀ نظم و ترتيب و كيفيت تركيب اين آفريدهها نيروى تفكر خود را محدود كرده و انديشۀ خود را در ماهيت آنها راكد و ايستا سازد؛ بلكه بايد بپويد، و از اين نردبان فكر و استدلال فراتر رود تا آورنده و سازندۀ آنرا شناسايى كند، و دل به محبت كسى ببندد كه آنها را آفريده و لباس زيباى هستى را بر اندامشان پوشانده است؛ و به گونهاى اين حقيقت را دريابد كه چهرۀ حق را با گسترۀ فراگيرش در تمام آفاق - عليرغم كثرات و اختلاف صور و نگارههاى آثارش كشف و شهود نمايد]
حضرت سيدالشهداء عليه السلام آنگاه عرض مىكند: «فأجمعني عليك بخدمة توصلي إليك »؛ «مرا در حضور خويش به خدمتى فرمان ده كه راه وصول به ترا بر من هموار سازد».
سپس عرض مىكند: «كيف يستدلّ عليك بما هو في وجوده مفتقر