46
«...گفت كافران را هم، اندكى برخوردار كنم، پس از آن، آنها را گرفتار آتش سازم، كه بد فرجام و عاقبتى است.»
نويسندۀ اقصى البيان، نوشته است: 1 در «ثُمّ اضطرّه الى عذاب النّار» ثُمَّ براى تراخى است؛ يعنى «اَدفعه بعد زمان الى النار و أشوقه اليها في الآخرة و بئس المصير، اي المرجع و المَأوىٰ».
نويسندۀ تفسير المنار نوشته است: 2 از سياق عبارت «...وَ مَنْ كَفَرَ...» چنين استنباط مىشود كه در اين عبارت، از جنبۀ بلاغى، ايجاز به حذف وجود دارد كه از جمله، فهميده مىشود و اينگونه ايجازها، ويژۀ كلام خداست و در واقع خدا گفته است. درخواست ابراهيم دربارۀ مؤمنان مستجاب است؛ «فَجَعَلَ لَهُمْ هذا الخير فى الدنيا...».
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْرٰاهِيمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْمٰاعِيلُ رَبَّنٰا تَقَبَّلْ مِنّٰا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . 3
«(و نيز به ياد آور) وقتى را كه ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانۀ كعبه را بالا مىبردند (و مىگفتند) خدايا ! از ما بپذير و اين خدمت را از ما قبول كن، البته كه تو شنوا و دانايى»
در بخش دوم اين آيه و در آيههاى بعدى 4 مسألۀ تضرّع و دعا طرح شده و از خدا خواسته شده و به خدا نيايش شده كه: