156
بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ. 1
«سپس بايد مو و ناخن بسترند (حلق و تقصير به جاى آرند؛ يعنى سربتراشند و ناخن و يا موى بسترند، از احرام به درآيند) و به نذرهاشان وفا كنند و بر اين خانۀ كهن، آزاد از ملكيّت مردم، طواف برند.»
مىدانيم كه با قربانى كردن، حاجّ بايد سر بتراشد و يا ناخن و موى بسترد، تا آنچه كه در زمانِ احرام بر وى نا روا بود، روا شمرده شود.
عجيب است كه باز هم، اسلام دستورِ مفيد اجتماعى صادر مىكند و امر مىكند كه انسانها عملِ خير انجام دهند، تا بهرهاش به ديگران برسد؛ زيرا وفاىِ به نذر، سودى به فقرا هم مىرساند (...وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...) لام حرف تعليل كه بر فعلِ امر در آمده است، به اعتقادِ قرّاء مَدَنى (عاصم و ديگران) ساكن است. بعضى هم اينگونه لامها را مكسور خواندهاند. 2